
از سالهای دور تا رویاهای بزرگ
داستان ما از سال ۸۱ و ۸۲ در «گالری مریم» شروع شد. آن روزها که با عشق و تمام توان در مغازه کار میکردم، هیچوقت فکر نمیکردم که کمتر از ۵ سال بعد، سکان هدایت آن فروشگاه را به دست بگیرم. ۱۰ سال مدیریت و شریک شدن در همان مجموعه، برای من مدرسه بزرگی بود؛ اما همیشه رویای بزرگتری در سر داشتم؛ رویای انتخاب بهترینها برای شما.
بعد از ۱۵ سال تجربه در گالری مریم، تصمیم سخت اما شیرینِ جدا شدن را گرفتم تا مسیر خودم را در دنیای واردات پوشاک آغاز کنم. سال ۹۷ و ۹۸، همزمان با روزهای سخت و پرچالش کرونا، فروش البسه وارداتی را از کنج خانهام شروع کردم؛ روزهایی که شاید با محدودیتهای زیادی همراه بود، اما قلبی پر از امید داشتم. بعد از آن در پاساژ هیرکان گرگان جای پایمان را محکم کردیم و این تازه شروعِ حرکتِ ما بود. استقبال گرم و حمایتهای بی دریغ شما، به ما جرأت داد تا به چیزی فراتر از یک فروشگاه فکر کنیم.
سال ۱۴۰۰، سالِ جهشِ ما بود؛ زمانی که حجمِ محبت و اعتماد شما آنقدر زیاد شد که یک شعبه برای پاسخگویی به این همه لطف کافی نبود. شعبهی دوم را با هزار امید افتتاح کردیم، شعبهای که به تدریج نه تنها رشد کرد، بلکه به قلب تپنده و شعبهی مرکزی «اِچ اِن گالری» تبدیل شد.
فراتر از یک فروشگاه؛ بهانهای برای مهربانی
اما میخواهم رازی را با شما در میان بگذارم که ارزشِ «اچان گالری» برای من، در این لباسها خلاصه نمیشود. در تمامِ این سالها، در کنارِ بازار و تجارت، قلبی در سینهام برای موجوداتی میتپد که جز محبت و حمایت، پناهی ندارند.
من و همسرم، راه زندگیمان را با عشق به گربهها گره زدهایم. حمایت از گربهی های بیپناه، نه یک وظیفه، که زیباترین بخشِ روزهای ماست. ما معتقدیم که هر موفقیتی زمانی شیرین است که برکتی در آن باشد؛ برای همین، بخشی از درآمدِ فروشگاه و سایت، مستقیماً صرفِ هزینههای درمان، خوراک و آرامش این فرشتههای کوچک میشود.
هر بار که شما خریدی از «اِچ اِن گالری» انجام میدهید، در واقع در این مسیرِ خیر نیز شریک میشوید. شما نه تنها به ما برای ادامه دادن انگیزه میدهید، بلکه دستِ یاریِ ما برای حمایت از این موجوداتِ بیآزار هستید.
«اِچ اِن گالری» امروز نه فقط خانهی پوشاک، که خانهی عشق و مهربانی است؛ خانهای که در آن، تکتکِ شما عزیز هستید و هر قدمِ ما با یادِ حیواناتی برداشته میشود که از دیدنِ سلامت و شادیشان، ما هم جان میگیریم.
از اینکه در تمامِ این سالهای پرفراز و نشیب، همراهِ من بودید، سپاسگزارم. این تولد، متعلق به من نیست؛ متعلق به شماست که با اعتمادِتان، چراغِ این خانه را روشن نگه داشتید و کمک کردید تا دنیایِ کوچکِ گربههایمان، جای امنتری باشد.
«عشق، تنها چیزی است که اگر آن را با دیگران تقسیم کنی، تکثیر میشود؛ نه تقسیم.»
با عشق و احترام،
حسین نجفلویی و خانوادهی بزرگ اِچ اِن گالری